گزیده ی دیوان اشعار انوری

58,000 





توضیحات

توضیحات

زندگى نامه انورى

اوحدالدّین محمّدبن انورى ابیوردى از گویندگان مشهور نیمه‌‌ى دوم قرن ششم هجرىاست که در ابیورد خراسان به دنیا آمد. دوران جوانى انورى در طوس به تحصیل علوممختلف طى شد. وى علاوه بر ادبیّات، در فلسفه و ریاضیات نیز تبحّر داشت و در عیناشتغال به کسب علم و دانش، در ادبیات و شعر نیز مهارت پیدا کرد و در جوانى به دربارسلطان سنجر راه یافت و بخش اعظمى از عمرِ خود را در خدمت این پادشاه سپرى کرد.چنان که خود در قصیده‌‌اى معروف در مدح سلطان چنین سروده است:

خدمت سى سال را آخر بباید حُرمتى

 خدمت سى ساله در حضرت نباشد سرسرى

*  *  *

انورى از جمله‌‌ى بزرگترین شاعران ایران و از کسانى است که هم در دوره‌‌ى خود استادى وهنرش در شعر مسلّم گشت و هم پس از او ، شاعران او را به استادى و عظمت مقامستوده‌‌اند. او در آغاز شاعرى، خاورى تخلص مى‌‌کرده و بعد به اشاره ى بزرگان تخلصشرا از خاورى به انورى تغییر داده و خود در بیت زیر باین معنى اشاره کرده است:

دادند مِهتران لقبم انورى ولیک

 چرخم نِگر چه خواند خاقان روزگار*  *  *

وى علاوه بر ادبیّات که استاد بود، در فلسفه و ریاضیات و علوم و فنون دیگر مهارت داشت و قطعه‌‌ى زیر از انورى مصداق بارزى از این ادعاست:

گرچه در بستم در مدح و غزل یکبارگى

 ظنّ مبر کز نظمِ الفاظ معانى قاصرم

بلکه در هر نوع  کز اقران من داند کسى

 خواه جزئى گیر آن را، خواه کُلّى، قادرم

منطق و موسیقى و هیأت شناسم اندکى

 راستى باید بگویم، با نصیب  وافرم

وز الهى آن چه تصدیقش کند عقل صریح

 گر تو تصدیقش کنى بر شرح و بسطش ماهرم

وز طبیعى رمز چند ار چند بى‌‌تشویر نیست

 کشف دانم کرد، اگر حاسد نباشد ناظرم

نیستم بیگانه از اعمال و احکام و نُجوم

 ور همى باور ندارى، رنجه شو، من حاضرم

این همه بگذار، با شعر مجرّد آمدم

 چون سنایى هستم آخر

گر نه همچون صابرم*  *  *

انورى از جمله بزرگترین شاعران ایران است که در تغییر سبک سخن فارسى اثر بارز وآشکارى دارد. او در قصیده، غزل و قطعه سرآمد شاعران و از ارکان استوار شعر و ادبپارسى شد. جامى در بهارستان در اى زمینه چنین آورده است:

«انورى رحمه‌‌اللّه‌‌، حکیمى کامل و فصیح و فاضل بود؛ حُسن شعر و لُطف نظم شِمّه‌‌اىاست از عُلوّ حال او و خالى است از جمال و کمال او؛ سخنان او مشهور است و دیوان اومسطور؛ از لطایف اشعار وى یک قطعه که مشعر است به نصیحت شعرا، نوشته مى‌‌شود»:

دى مرا شاعرکى گفت: غزل مى‌‌گویى؟

 گفتم از مدح و هجا دست بیفشاندم هم…*  *  *

 انورى در سال ۵۸۳ درگذشت.

 

۱۳

بازماندم در غم و تیمار او تدبیر چیست

 بازگشتم عاجز اندر کار او تدبیر چیست

باز خون عقل و جانم ریخت اندر عشق او

 دیده‌‌ى شوخ کش خونخوار او تدبیر چیست

باز بار دیگرم در زیر بار غم کشید

 آرزوى لعل شکر بار او تدبیر چیست

پیش از این عمرى به باد عشق او بر داده‌‌ام

 باز گشتم عاشق دیدار او تدبیر چیست

در میان محنت بسیار گشتم ناپدید

 از غم و اندیشه‌‌ى بسیار او تدبیر چیست

شیوه‌‌ى عهدش دگر با انورى بخرند باز

 خویشتن بفروخت در بازار او تدبیر چیست

[۱]ـ کمال: کامل.

[۲]ـ از این پَسَت: از پس، ترا.

[۳]ـ معنى مصراع: پاسخ ترا این گونه مى‏دهم که قسم به عهد و وفا اگر وفادار بمانى.

[۴]ـ برپاى جهى: از جا مى‏پرى

[۵]ـ معناى مصراع:اى آن که هرچه در شأن و مرتبه‏ى زیبایى‏ات گفته شود درست است.

[۶]ـ سورت: سوره.

[۷]ـ معناى دو بیت آخر: مرا دشنام مى‏دهى وقتى مى‏گویى پناه بر خدا، اى انورى! عجب طبع شعر لطیفى
دارى و اشعار آبدارى مى‏گویى. امّا چه مى‏توان گفت این اوّلین داغى نیست که تو با طعنه‏هاى خود بر جگر یا دل من مى‏گذارى و مرا با کنایه‏هایت مى‏سوزانى.

 

اطلاعات بیشتر

اطلاعات بیشتر

وزن 0.1 kg
نویسنده

موضوع

مصحح/ویراستار

,

قطع

ناشر

تعداد صفحات

سال چاپ

نوبت چاپ

شابک

دیدگاه ها (0)

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “گزیده ی دیوان اشعار انوری”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*