Back

گزیده اشعار خواجوی کرمانی شامل: غزلیات مثنوی همای و همایون، گل و نوروز، روضه الانوار، کمال نامه و گوهرنامه (خمسه)

56,000 





توضیحات

توضیحات محصول

ابوالعطا کمال‌الدین محمود بن على متخلّص به «خواجوى کرمانى» عارف بزرگ و از شاعران بلند آوازه‌ى قرن هشتم هجرى و معاصر خواجه حافظ شیرازى است که از آغاز شاعرى، سخن او مورد توجه بزرگان شعر و ادب بوده است و تذکره نویسان به اتفاق از او به احترام یاد کرده‌اند. خواجو با توجه به سروده‌ى خودش در مثنوى «گل و نوروز»، روز بیستم ماه ذیحجّه سال ۶۸۹ در کرمان چشم به جهان گشوده است:

برین مینوى مینا نام زرکار

 چو آدم گشته گندم را خریدار

رسیده ماه ذوالحَجّه به عِشرین

 به بام آورده گردون خِشت زرّین

ز هجرت ششصد و هشتاد و نُه سال

 شده پنجاه روز از ماه شوّال

وى که از خانواده‌اى سرشناس در کرمان بود، دوران کودکى را در آن شهر گذرانید و پس از سفرهاى طولانى به حجاز، شام، بیت‌المقدس، عراق، مصر و بعضى از بنادر خلیج فارس کرد و در این سفرها توشه‌هاى گرانبها از دانش و پژوهش اندوخت. خواجو مدتى نیز دربغداد اقامت گزید و در سال ۷۳۲ هجرى قمرى، مثنوى «هماى و همایون» را به نام سلطان ابوسعید و وزیرش غیات‌الدّین محمّد در آن شهر به پایان رسانید و در سال ۷۳۶ به ایران بازگشت.

هدف از سفرهاى دوره‌ى جوانى خواجو مانند شاعران دیگر آموختن بوده ولى در سفرهاى روحانىِ دورانِ میان سالى و پیرى، او در این اندیشه بوده است که چه کارى مى‌تواند براى بشریّت انجام دهد، به عبارت دیگر، خواجو که در آغاز در پىِ آموختن و فیض بردن وبهره‌مند شدن بوده است، حالا در پى فیض‌بخشى و بهره رساندن به دیگران است. چنانکه در «کمال نامه» تحتِ عنوانِ «صید کردن دلها» این گونه سروده است:

اى خوشا بر میان کمر بستن

 دیده بگشودن و نظر بستن

بىقدم سوى بوستان رفتن

 بىزبان حال دوستان گفتن

دست نگشاده و سَمن چیدن

 چشم در بستن و چمن دیدن

پاى ننهادن و جهان گشتن

 و آمدن ظاهر و نهان گشتن

ترک خود کردن و خدا جُستن

 مِهر پروردن و وفا جُستن

زندگى یافت آن که جان درباخت

 وز براى دلى روان درباخت

هر که جانباز نیست جانش نیست

 آن که این در نیافت، آنش نیست

راه رفتن طریقِ مردان است

 وان که بىره نرفت مرد آن است

زندگى، مُردن است در ره دوست

 زنده دل آن کسى که مُردهى اوست

رأى ما هست ترک خود رایى

 جاى ما هست کوى بىجایى

شام بودم ولى سَحَر گشتم

 قطره بودم ولى گُهر گشتم

آن سر از مِهر بر سپهر[۱] افراشت

 که درآمد ز پاى و عار نداشت

هر که از سر گذشت، سامان یافت***وان که در درد مُرد، درمان یافت

گشت گردنکش آن که سر بخشید***گنج ها یافت آن که زر بخشید

شیرمردان چه غم خورند از شیر***کُشته را غم نباشد از شمشیر

ترک سر گیر تا نهندت سرزیر ***پا[۲] باش تا شوى سَرور

بر سر آیى چو زیردست آیى***به بلندى رسى چو پَست آیى

چشمِ دل بر گشاى و مردم بین***رُخ بگردان ز چرخ[۳] و اَنجُم بین

جام برگیر و مُلکتِ جَم گیر***ترکِ عالَم بگیر و عالم گیر

گر ز پاى کسى برآرى خار***بر سر آیى چو گُل در این گُلزار

بگذر از ننگ تا به نام رسى***کام برگیر تا به کام رسى

خارى از راه دوستان برگیر***یا دل از باغ و بوستان برگیر

به حقیقت کریم دانى کیست؟***آن که غیر از کَرَم نداند چیست

زنده آن است پیش عیّار***انکه بمیرد ز بهرِ بیماران

جان خواجو فداى جانى باد***که براى دلى رود بر باد

از «کمال نامه»

به هر حال، سفرهاى خواجو به هر علّت که بوده ثمربخش و پربار بوده است. به قول حکیمناصر خسرو: « جهان دیده و دانش افروخته – سفر کرده و صحبت آموخته» به شیراز باز مى‌گردد و تا آخر عمر در شیراز مى‌ماند و طالبان علم و دانش نیز از وجود فیض‌بخش او بهره‌مندمى‌شوند. همان طور که بزرگمهر حکیم، وزیر دانشمندِ انوشیروان پادشاه ساسانى، در۱۵۰۰ سال پیش گفته است:

«میوه‌ى درختِ دانش نیکوکارى و کم آزارى است». به طور مسلّم هر دو ویژگى تا پایان زندگى با خواجو همراه بوده است.

خواجو در حدود سال ۷۵۰ ه. ق در شیراز درگذشت و آرامگاه او در تنگ اللّه‌ اکبر شیراز نزدیک دروازه قرآن زیارتگاه مشتاقان است. روانش پیوسته شاد و یادش گرامى.

آثار خواجو متعدد است. وى که سرودن شعر را از آغاز جوانى آغاز کرد، تا پایان زندگى به خلق آثار منظوم و منثور خود سرگرم بود. مجموعه‌ى شعرهایش بیش از چهل هزار بیت است. دیوان خواجو شامل انواع قصیده، غزل، قطعه، ترجیع‌بند، ترکیب‌بند، مثنوى و رباعى است. قصیده‌هاى خواجو در مدح و گاه در وعظ و بخشى از آنها در ستایش بزرگ اندین است. مثنوى‌هاى پنج گانه یا خمسه که خواجو در سرودن آنها به نظامى نظر داشته عبارتند از:

 « هماى و همایون » که مثنوى عاشقانه‌اى است در داستان عشق همایون با هماى.

 « گل و نوروز » منظومه‌اى است در عشق شاهزاده‌اى به نام نوروز با «گُل» دختر پادشاه روم که خواجو آن را به سال ۷۴۲ در برابر « خسرو و شیرین » نظامى سروده است.

 « روضهالانوار » منظومه‌اى است که خواجه آن را به پیروى از « مخزنالاسرار » نظامى سروده است.

 « کمالنامه » منظومه‌اى است عرفانى در دوازده باب بر وزن « سیرالعباد » سنایى.

 « گوهرنامه » منظومه‌اى است که شاعر آن را در سال ۷۴۶ سروده است.

 همچنین مثنوى « سامنامه » منظومه‌اى است حماسى و عشقى که خواجو آن را به تقلید از « شاهنامهى فردوسى » سروده است.

[۱] – آسمان

[۲] – متواضع، فروتن، خاشع

h[,d[3] – روى گرداندن از جهان

 

اطلاعات بیشتر

اطلاعات بیشتر

ناشر

فرهنگ دانشجو

نوبت چاپ

1

مصحح/ویراستار

عباس يزدي

نویسنده

خواجوي کرماني

سال چاپ

92

قطع

وزيري

موضوع

ادبيات و شعر

تعداد صفحات

72

شابک

978-964-8479-14-0

دیدگاه ها (0)

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “گزیده اشعار خواجوی کرمانی شامل: غزلیات مثنوی همای و همایون، گل و نوروز، روضه الانوار، کمال نامه و گوهرنامه (خمسه)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*